تبلیغات
♥ بزرگترین سایت عکس بازیگران کره ای ★ و سریال افسانه جومونگ ♥

خلاصه قسمت اول سریال ملکه برفی The Snow Queen

دسته :



پوشش سراسر ایران ، بیمه و گارانتی تعویض تمامی محصولات

مشخصات

 

* نام: 눈의 여왕 / Noon Eui Yeo Wang

* دیگر نام ها: The Snow Queen

* ژانر: درام ، عاشقانه

* تعداد قسمت: 16

* تعداد دیسک : 4 DVD - نسخه خانگی قابل پخش در DVD Player و PC

* شبكه سازنده : KBS2

* سال پخش: 2006

 

جوایز این سریال در جشنواره سال 2006 KBS

جایزه محبوبیت (مرد) - Hyun Bin

جایزه محبوبیت (زن) - Sung Yu Ri

جایزه نتیزن (مرد) - Hyun Bin

بهترین تركیب دو نفره - Hyun Bin and Sung Yu Ri

داستان از اون جا شروع میشه كه هان تی وونگ ( هیون بین ) كه از خانواده ی فقیری هم هست و با مادر فقیرش زندگی می كنه به دلیل هوش سرشار و تبهر فوق العاده زیادی كه در ریاضی داره به دبیرستان معروف گوك هاگ كه جای دانش آموزای نابغست راه پیدا می كنه:

در اون دبیرستان پسر نابغه دیگه ای هم به نام كیم جونگ گو هست كه خیلی مغروره و فكر می كنه كه خودش بهترینه.

روز اول تو حل یه مسئله ی تابع هان تی وونگ حسابی كولاك می كنه و حال این یارو جونگ گو گرفته میشه و از حسودی منفجر میشه .

خلاصه معلم هم حسابی از هان تی وونگ خوشش میاد و همش اونو می بره پای تخته , همینطور هم چیزای دیگه كه باعث میشه هی حسادت جونگ گو بیشتر بشه و تی وونگ درگیر یه جنگ ناخواسته میشه.

یه روز معلم از تی وونگ می خواد كه یه مقاله درباره ی نظریه ی اعداد صحیح بنویسه و جونگ گو هم از حسادت می تركه كه چرا به اون نگفته:

در همین روزا تی وونگ تو كتابخونه  یه دختر بچه ی خیلی خیلی مغرورو پول دارو می بینه كه فكر می كنه با پول میشه هر چیزیو بدست آورد اون دختر بچه دنبال كتابی به نام ملكه ی برفی می گشت :

یه روز كه چند تا دختر دارن از این دختر بچه زورگیری می كنن تی وونگ میره كمكش و این شروع آشناییشون میشه:

دختر بچه هه  حالا هیچ پولی نداره كه برگرده خونه , تی وونگ بهش پول میده كه بتونه بگرده دختر بچه هه هم به جاش  یه پیجر به تی وونگ میده:

جونگ گو تو یه كتاب نظریه ی عدد صحیح تی وونگو پیدا می كنه , به معلم نشون میده و میگه كه اون از این كتاب كپی برداری كرده در صورتی كه تی وونگ اصلا یه همچین كاریو نكرده بود و خودش مقاله رو نوشته بود اما به هر حال هیچ كس حرفشو باور نمی كنه و حسابی توبیخ میشه گوگولی مگولی.

مادر تی وونگم حرف معلمو باور می كنه و با پسرش قهر می كنه جونگ گو هم كلی به تی وونگ توهین می كنه و حتی به مادرشم توهین می كنه.

دختر بچه تی وونگو پیج می كنه چون می خواد بره لاپلند و یكیو می خوان كه بیاد ضمانتشو بكنه , برا همین از  تی وونگ می خواد كه اینكارو براش بكنه . لاپلند سرزمین مورد علاقه ی اون دختر بچه است كه در كتاب ملكه ی برفی به عنوان یك سرزمین رویایی و بدون غم ازش یاد شده كه در فنلاند قرار داره.

به هر حال نمی تونه بره لاپلند و به جاش با تی وونگ میرن شهر بازی و خوش می گذرونن.

در همین موقع یكی از دانش آموزای دختر دبیرستان كه خیلی هم دختر خوبیه متوجه میشه كه تی وونگ كپی برداری نكرده چون اسم تی وونگ توی لیست كسانی كه از كتابخونه كتاب قرض گرفتن نیستش و در ضمن مقاله ی تی وونگ یك تفاوت كوچیكی با اون كتاب داره  , میره به جونگ گو میگه  , جونگ گو هم می فهمه كه اشتباه كرده .

مادر تی وونگ یه رستوران خیابونی داره كه تی وونگم بهش كمك می كنه , جونگ گو دنبال تی وونگ میره تا رستوران و میشینه به رشته خوردن در همین موقع چند نفر از طلبكارای مادر تی وونگ  میریزن رستورانو به هم می ریزن , جونگ گو هم با تی وونگ  كتك می خوره و بعدشم به تی وونگ كمك می كنه تا رستورانو مرتب كن.

تی وونگ میگه به خاطر كمكت ممنونم و جون گو هم میگه متاسفم كه بهت تهمت زدم و خلاصه با هم دوست میشن.

از اون لحظه با هم دیگه دوستای جون جونی میشن و حسابی با هم خوش می گذروننو و قربون هم میرن جونگ گو هم به تی وونگ میگه كه یه دختر خوب می شناسم می خوام بهت معرفیش كنم:

 

به زودی قراره كه المپیاد بین المللی ریاضی در كشور كره برگزار بشه معلم هم از این دو تا رفیق فابا می خواد كه خودشونو آماده كنند

اونام شروع می كنن به تمرین:

 

المپیاد برگزار میشه همه فكر می كنن جونگ گو برنده میشه حتی خود جونگ گو هم فكر می كنه كه صد در صد اون برنده میشه با اینكه به هم قول میدن كه هر كی برنده شد تاثیری روی دوستیشون نداشته باشه اما جونگ گو دوست داره برنده بشه چون پدرشم خیلی بهش فشار میاره:

همه انتظار دارن كه جونگ گو برنده بشه حتی خبرنگارا و همه منتظر اعلام پیروزی جونگ گو هستن.

تی وونگ میره دنبال كتاب ملكه ی برفی و پیداش می كنه بعد هم دختر بچه رو پیج می كنه و بهش میگه كه شنبه ساعت 2 بیاد جلوی همون شهر بازی ای كه رفته بودن.

فردای اون روز نتیجه ها اعلام میشه درست برعكس اون چیزی كه پیش بینی میشد , یعنی تی وونگ برنده میشه:

 

جونگ گو هم تصمیم میگیره كه دیگه از اون دبیرستان بره هر چی تی وونگ بهش اصرار می كنه و بهش می گه كه تو برام مهم تر از مقام اول هستی  و ما دوستیم. اما جون گو میگه كه ما دیگه دوست نیستیم:

بعدشم میذاره میره اما كی می دونست این آخرین دیدار اون دو دوست با هم بود

 هان تی وونگ تسلیم نمیشه و میره یه دستكش بوكس برا جونگ گو می خره تا بازم باهاش دوست بشه آخه جونگ گو علاقه ی خیلی خاصی به بوكس داره.

همه جونگ گو رو به چشم یه بازنده نیگاه می كنن و تحقیرش می كنن جونگ هم كه حرفای پدرش و تحقیرای دیگرانو یادش میاد خودكشی می كنه .

تی وونگ می فهمه خودكشی كرده  جونگ گو هم یه نامه قبل مرگش برای تی وونگ نوشته بوده و تو نامه بهش میگه كه چیزایی كه چند روز قبل بهت گفتم همه دروغ بود بهت حسودیم میشد و  از دستت عصبانی بودم اما اینكه گفتم تو دوستم نیستی دروغ بود چون ناراحت بودم اون حرفارو بهت زدم و بهت تبریك میگم كه نفر اول شدی , برات بهترین آرزو هارو می كنم , معذرت می خوام تی وونگ.

تی وونگم كلی گریه می كنه و و اصلا قرارشو هم با اون دختر بچه هه یادش میره , دختر بچه هم كه بیماری ای داره و قراره جراحی بشه از بیمارستان میاد بیرون و تو محل قرار منتظر میشه اما میبینه كه خبری از تی وونگ نشده:

8 سال از اون ماجرا می گذره : تی وونگ دیگه از اون دختر بچه كه حتی وقت نشد اسمشو هم بپرسه  خبری نداره , تو این 8 سال حسابی به خاطر مرگ دوستش افسردگی گرفته بوده و تصمیم میگیره كه درسو هم ول كنه از بورسیش استفاده نكنه همچنین میره دنبال ورزش بوكس كه جونگ گو بهش علاقه داشت , حتی اسمشم عوض می كنه و اسم بوكسور مورد علاقه ی تی وونگو می ذاره رو خودش , مادرشم به خاطر ول كردن درس  اونو طردش می كنه و تی وونگ هم بدون هیچ مخالفتی به كلی مادرشو ول می كنه و می ذاره میره توی یك باشگاه بوكس كار می كنه.

تی وونگ تو این 8 سال توی اون باشگاه بوكس دوستای زیادی پیدا كرده ,  وقتی كه به ملاقات یكی از دوستاش توی بیمارستان میره دختریو میبینه كه می خواد خودكشی كنه كه این دختر بورا نام داره و همون سونگ یوری خوشگل خودمونi ...........:

  • برچسب ها: خلاصه قسمت اول سریال ملکه برفی The Snow Queen،